مردم ,داری

کوه دامزاد در شرق شهر ضا ست و مردم به آن کوه دملا می گویند

کوه دملا

استاد آشفته شهرضائی شعری بدین مضمون سروده اند .

به یاد شهریارم ای که از هرگوشه پیدائی

توئی حیدربابای شهرضا ای کوه دملائی

ولی فرق تو با حیدرباب از کوه تا کوه است

که او طاووس تبریز و تو اختاپوس اینجائی

به دامانت نه سبزه نه گیاهی نه گلی داری

ولی چون مردم ممسک ، به دشت خشک آقائی

به بعضی ها جواب بانگ یا اسحاق می گوئی

پی پژواک گوئی ها به هر صبحی مهیائی

تماشا کرده یی بس مردم افتاده از پا را

که چون سنگین وجودی قرنهائی هست سر پائی

می افروزند شعله روی تو چارشنبه سوری ها

به اندک مدتی قابل به دیدار و تماشائی

گرت شادابی و سرسبز بودن نیست حق داری

که نه همسایه با جنگل که نه نزدیک دریائی

چو از مازندران و کوه و جنگل بی خبر ماندی

چو شخص زورکی خوشگل گمان داری که زیبائی

بزرگی هست هر فامیل را بخشنده و قابل

توهم بی خاصیت اما بزرگ دشت و صحرائی

سکوت با وقارت عارفانه عالمی دارد

که هم سنگ صبوری هم تهیدست شکیبائی

تو پا برجای اعصار و قرون چون شعر دیرینی

همان بهتر که خود ناآشنا با سبک نیمائی

تهیدستی هزاران خوبتر از مردم آزاری

مقامت محترم داریم چون همسایه ی مائی

منبع اصلی مطلب : دلنوشته های یک بازنشسته(جهانمردی شهرضا)
برچسب ها : مردم ,داری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : شعر کوه دامزاد شهرضا